تبليغاتX
نقش خیال
نقش خیال

آرشيو ستون فضول الممالك

 

صفحه نخست
پست الکترونیک
بازگشت به نقش خيال


 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM


 

 

 

 

 

  هرکه هستی ،باشد؛ اصلاحات را مانند همه چیزهای دیگر  - بجز خودت - قبول نداری، باشد؛ رای هم نمی‌دهی، باشد؛ چرا فحاشی می‌کنی پدرجان؟ دیگر چرا اسمش را طنز گذاشته‌ای، یکباره بنویس فحش خو....و ...در، عقده خودت را خالی کن و تکلیف دیگران را هم معلوم کن! فقط قرار بود اسم هخای بد بختِ مادرمرده بد در برود؟ به هرحال، فعلن زدی ضربتی، ضربتی نوش کن ، تا بعد.

دوباره می‌سازم این وطن،
 اگرچه تو دلقکی کنی
اگرچه با هجو و هزل خود،
امید و حرمان یکی کنی

دوباره فریاد می‌زنم،
وطن تو آباد می‌شوی!
زفقر و تبعض و کینه ها،
رها و آزاد می‌شوی!

تو گر به ریش ِ امید ما،
بخندی و مسخره کنی
و کار ما با خیال خود،
به لودگی، یکسره کنی...

و یا به طنزی چنین سخیف،
به روی ما تیغ اگر کِشی
به جای فریاد بر عدو،
به گوش ما جیغ اگر کِشی...

بدان که با ناسزای تو،
دلم هراسان نمی‌شود
به آتش فحش و مسخره،
وطن چراغان نمی‌شود

بدان که با رفتن معین،
وطن گلستان نمی‌شود،
شکستِ « اصلاح از درون»،
برای تو نان نمی‌شود...

روابط عمومی فضول الممالک


بازگشت به صفحه اصلی

لينک نوشته شده در  بیست و چهارم خرداد 1384ساعت   توسط فضول الممالک