تبليغاتX
نقش خیال
نقش خیال

آرشيو ستون فضول الممالك

 

صفحه نخست
پست الکترونیک
بازگشت به نقش خيال


 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM


 

 

 

 

 

ميرزا شپله عرض می‌کند فضول جان شنیده‌ای که روزی پسر جوانی مشغول زیات حرم حضرت رضا بوده که می‌شنود بانوی جوانی دارد عرض می‌کند که امام رضا جان، حالا که خدا به من روی زیبا و ابوی‌ام مال بی‌حد داده، چه می‌شود یک شوهر خوب هم گیر من بیاید؛ جوان مربوطه هم که این فرمایشات را می‌شنود فی‌الفور خودش به طرف بانو می‌اندازد و می‌گوید اما رضا جان، قربانت چرا هل می‌دهی ...
 می‌فرماییم فرض که شنیده باشیم، باز چه منظوری داری میرزای ذلیل مرده؟ عرض می‌کند هیچی جان میرزا، فقط من باب مطایبه نمی‌دانم چرا فرمایش یکی ازین دوستانی که وقت و بی‌وقت وبلاگش پینگ می‌شود و مدام می‌فرماید دهه! چرا وبلاگ مرا پینگ می‌کنید؛ مرا یاد این حکایت انداخت.
 می‌بینید پدرجان؟ با این اوضاع احوال خماری و رخوت بلاگستان، این میرزای وقت نشناس چه جور مطایبه‌اش گرفته؟ آخر آدم عاقل باید با این مریض دماغ آویزان - جسارتن منظور همین خراب شده بلاگستان است - این جور مزاح بفرماید؟ گیرم حالا یکی بخواهد یک‌بار بنویسد و هی پینگ بفرماید تا چشم حسود کور .باور کن قربانت،  همین را اگر آقایان دولتی بفهمند چه بسا وام اشتغالی، چیزی، هم عنایت بفرمایند.

بازگشت به صفحه اصلی

لينک نوشته شده در  یکم دی 1384ساعت   توسط فضول الممالک