قربانت گردم، لابد مستحضرید که ما همزمان با حضور در شورای محله غورخانه؛ به کوری چشم دشمن مسئول روابط خصوصی این وبلاگ نیز هستیم. این میرزای صاحبمرده هم با این اخلاق زهر مارش به هرحال بعد عمری رفاقت وردست ماست در این امور. القصه، یکی از مکالمات میرزا شپله با مراجعین خلوتخانه را که با همین دوگوش مبارک خودمان استماع کردهایم قلمی کرده، به عرض مبارک میرسانیم. خالی از حکمت نیست پدر جان.
روزی از این روزهای بیثمر
مثل ایام دگر بی خیر و شر
نوجوانی گفت با میرزای ما
در «بلاگ»ات هست خالی جای ما
نیست چون «وبلاگ» من اندر جهان
«پست»هایم همچو گل در گلستان
از درخشان «هیت» من بالاتر است
صفحهام از مال تو زیباتر است
میدهم اکنون به تو این افتخار
«لینک» من را در بلاگ خود گذار
تا که شاید من هم از بهر خدا
عاقبت افزون کنم نام ترا
××××××
زین سخن میرزای ما حیران بشد
خواب در چشمان او پران بشد
گفت رویِ چشم، امر ِتو مُطاع
لیک عرض بنده را کن استماع
لینک، ابزار رفاقتها بود
پاسخ حُسن و محبتها بود
دوستی ابزار سودا کی شود؟
با تحکم دوست پیدا کی شود؟
میرزا در دوستی جان میدهد
لینک را آسان و ارزان میدهد
میرزا مرد قدیم است جانِ من!
لوطی شابدل عظیم است جانِ من!
××××××
لینک دادن چون سلام است ای پسر
بیجوابیاش حرام است ای پسر
خوش به حال هرکسی کاندر سلام
پیش دستی میکند با خاص و عام
زیر نوشت: قربانت، شماها که حوصله فرمایش فرمودن نداشتید، چرا هی به ما فرمودید که قسمت فرمایشات عوام را راه بیاندازیم؟ این را گفتم که بعد انتقاد نفرمایید که فضولالممالک طرفدار تکصدایی و از این چیزها شده.
بازگشت به صفحه اصلی
