بدروزگاری شده پدرجان.عالم و آدم هستهای شده. این میرزا شپله مادر مرده هم با این چار کلاس سواد عهدبوقش صبح تا شب مزاج ما را انگولک میکند. میرود و میآید از ما سؤال هستهجاتی میپرسد. ما هم که قربانش گردم با این هیبت فضولالممالکی مان خوبیت ندارد که فیالمثل ندانیم غنی سازی چه موجودیست. یا کیک زرد دیگر چه زهر ماریست. این است که صبح تا شب باید بگردیم تا از این اراجیف غریبه سردر بیاوریم که جواب خلقالله را بدهیم.
عرض میکردم. امروز آسیه خانم همشیره همین میرزای خودمان از زیارت حضرت برگشته بود و یک بسته زرشک فرد اعلای بیهسته سوغات آورده بود. قربان قدرت خدا بشوم. چه عجب! بالاخره چشم مبارک ما عجالتن به یک موضع غیر هستهای در این روزگار روشن شد. ای جانم بشوی زرشک! ای عمرم بشوی زرشک!
حیران کار خودمان ماندهایم که با این همه کمالات چطور از این موضع غافل بودیم. شما هم از من میشنوید پدر جان، کمی زرشک میل بفرمایید. جرم که ندارد هیچ، کلی هم خاصیت دارد.
بازگشت به صفحه اصلی
عرض میکردم. امروز آسیه خانم همشیره همین میرزای خودمان از زیارت حضرت برگشته بود و یک بسته زرشک فرد اعلای بیهسته سوغات آورده بود. قربان قدرت خدا بشوم. چه عجب! بالاخره چشم مبارک ما عجالتن به یک موضع غیر هستهای در این روزگار روشن شد. ای جانم بشوی زرشک! ای عمرم بشوی زرشک!
حیران کار خودمان ماندهایم که با این همه کمالات چطور از این موضع غافل بودیم. شما هم از من میشنوید پدر جان، کمی زرشک میل بفرمایید. جرم که ندارد هیچ، کلی هم خاصیت دارد.
بازگشت به صفحه اصلی
لينک نوشته شده در بیستم اسفند 1384ساعت   توسط فضول الممالک
