گوش میدهی پدرجان؟داشتم میگفتم؛ به حکم دور از جان شما فضولی، داشتم مصاحبههای قبل از عید را میخواندم که رسیدم به فرمایشات به قول بچهها گفتنی مصطفی.ت. یا به قول خودمان م.تاجزاده، دیدیم در پاسخ بدترین اتفاق سال 83 در حالی که بدجوری ناراحت بودهاند آنرا زلزله بم دانسته بودند. آخر آقا مصطفی جان؛ قربان آن موتورسیکلت ارزشیات، مخلص آن چهره فتوژنیک ورزشیات - که هرکس بهش گیر بدهد عمو داور نبوی آمپولش میزند-، آخر بابا جان حواست کجاست؟والا بهخدا خوبیت ندارد که آدم بخواهد یک اتفاق را از میان هزارها اتفاق به عنوان بدترین حادثه سال نام ببرد ؛ آن وقت همان یک اتفاق هم مال آن سال نباشد و مال سال پیشاش باشد؛ حکمن تو هم عاشق شدی عمو جان؟ آن از آن فامیلی مشکوکات این هم از حرف زدن مشکوکترت! دِ آخه عمو جان اینجوری بودید که اینجوری شدیم دیگر، ملتفتی که؟
بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ
