پدرجان چه خبرهاییست این بلاگستان ، دل میدهیم، دل میستانیم، قهر وآشتی میکنیم، یاد جوانی میکنیم، می فرمایی چرا؟ عرض میکنم، اصلن چه عرضی ، خودتان ببینید یکی از نسوان محترمه بلاگستان برای ما چه فرمایشاتی فرمودهاند: (( متاسفم برای شما و فضول الممالکتان که لینک وبلاگ مرا حذفیدهاید! متقابلا لینک شما را حذف میکنم تا جای یک نفر دیگر باز شود ...)) میبینی قربانت گردم؟ آمدم جواب دهم که بانو جان آخر ما کجا واین حرفها کجا! حکمن اشتباهی شده ... که دیدیم آتشی به این تندی را جواب نمیشود داد و درثانی؛ برای ما که هرچه باشد از مردهای قدیمیم اُفت دارد که ناز بخریم! .فلذا این بیتها را برای بانوی دلشکسته همینجا مینویسیم تا ببینیم چه پیش میآید:
زدی برهم بساط دلبری را
بجای من نشاندی دیگری را
کنون که دوستی زائل نمودی
الاغ عشق را درگل نمودی ...
به وبلاگت نمیآیم دگر بار
برولینک مراهم زور بردار!
بازگشت به صفحه اصلی وبلاگ
